مجله اینترنتی جم فان
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
مجله اینترنتی
طراحی سایت و قالب وردپرس
کد خبر: 862
تعداد بازدید : 567 بازدید
تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن, ۱۳۹۴ - ۱۵:۳۱
تعداد نظرات: 0 نظر
  

توصیه هاى امام مهدى (عج)

    سید احمد رشتى گوید : عازم سفر حج بودیم ، در یکى از منازل بین راه حاجى جبار که جلودار قافله بود نزد ما آمد و گفت : این منزل که در پیش داریم ترسناک است ، زودتر آماده شوید تا به همراه قافله باشد و از ما جدا نمانید. حدود دو ساعت […]

توصیه هاى امام مهدى (عج)

 

 

سید احمد رشتى گوید : عازم سفر حج بودیم ، در یکى از منازل بین راه حاجى جبار که جلودار قافله بود نزد ما آمد و گفت : این منزل که در پیش داریم ترسناک است ، زودتر آماده شوید تا به همراه قافله باشد و از ما جدا نمانید.
حدود دو ساعت و نیم حرکت کردیم و از منزل قبلى بین راه دور شدیم که هوا تاریک شد و برف شروع به باریدن کرد بطورى که دوستان هر کدام سر خود را پوشاندند و سرعت به راه خود دادمه دادند اما من هر چه کردم که با آنها همراه باشم موفق نشدم و تنها در بین راه ماندم . از اسب پیاده شدم و در کنار راه نشستم ، بسیار مضطرب بودم ، پس از قدرى فکر کردن به این نتیجه رسیدم که همین جا بمانم تا صبح شود و به همان منزلى قبلى برگردم و با چند نفر نگهبان به قافله برسم .
در همان حال در برابر خود باغى را مشاهده کردم که در آن باغبانى بود و بابیل خود به درختان مى زد تا برف آنها فرو ریزد. باغبان پیش آمد و با کمى فاصله برابر من ایستاد و فرمود:
تو کیستى ؟
عرض کردم : دوستان همراه من رفتند و من ماندم و راه را هم نمى دانم .
فرمود: نافله (نماز مستحبى ) بخوان تا راه را پیدا کنى .
مشغول خواند نافله شدم . پس از آن دوباره آمد و فرمود: نرفتى ؟
عرض کردن : و اللّه راه را نمى دانم .
فرمود: جامعه (زیارت جامعه کبیره ) بخوان .
من جامعه را حفظ نبودم اما برخاستم و تمام زیارت جامعه را از حفظ خواندم .
دوباره آمد و فرمود: هنوز نرفتى ؟ اینجا هستى ؟
بى اختیار گریه کردم و گفتم : هنوز نرفته ام راه را نمى دانم .
فرمود: عاشورا (زیارت عاشورا) بخوان .
من زیارت عاشورا را هم حفظ نبودم اما برخاستم و زیارت عاشورا را بطور کامل با صد لعن و صد سلام و دعاى بعد از آن خواندم که دیدم باز آمد و فرمود: نرفتى ؟ هستى ؟
عرض کردم : نه تا صبح هستم .
فرمود: الان ، تو را به قافله مى رسانم . سوار الاغى شد و فرمود: پشت سر من سوار الاغ شو! من هم سوار شدم و افسار اسبم را در دست گرفتم ولى اسب حرکت نکرد:، افسار اسب را به دست گرفت و اسب حرکت کرد.
آنگاه دست خود را بر زانوى من گذارد و فرمود: شما چرا نافله نمى خوانید؟ نافله ، نافله ، نافله

 

. باز فرمود: چرا شما عاشورا نمى خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا.
سپس فرمود: شما چرا جامعه نمى خوانید؟ جامعه ، جامعه ، جامعه .
آنگاه یک مرتبه برگشت و فرمود: آنها رفقاى تو هستند که لب جوى آب فرود آمده اند و براى نماز صبح وضو مى گیرند.
من از الاغ پایین آمدم که سوار اسب خود شوم اما نتوانستم . او کمک کرد و مرا سوار اسب کرد و سر اسب را به طرف دوستانم گرداند. من در آن حال به این فکر فرو رفتم که این شخص چه کسى است که به زبان فارسى سخن مى گوید در حالى که در آن منطقه همه مسیحى بودند و با زبان ترکى صحبت مى کردند، از طرفى چگونه به این سرعت مرا به دوستان خود رسانید پشت سر خود نگاه کردم هیچ کس را ندیدم و اثرى از او مشاهده نکردم .

منبع : مجله اینترنتی جم فان

پربیننده ترین ها
آخرین خبر
  • خانم های باردار چگونه برای مهمانی رسمی لباس بپوشند
  • ۳ قانون مد برای پاییز امسال
  • نکاتی مهم در خرید کت و شلوار برای آقایان شیک پوش
  • ۷ باید و نباید در مورد لباس پوشیدن!
  • پوست من تیره است، چه رنگهایی برای من مناسب تر است؟
  • روش های بستن شال گردن‌ مردانه
  • برای مراسم عروسی چگونه لباس بپوشیم؟
  • آيا پوشیدن شلوار سیاه با كفش و كمربند قهوه ای مناسب است ؟
  • با هر صندل چه رنگ لاکی ست کنیم؟
  • نکاتی برای تغییرات کمد لباس، از نوع تابستانی به مدل پاییزی
  • چرا در تابستان لباس های رنگی می پوشیم؟
  • یک وسیله ابتکاری جالب برای آشپزخانه تازه عروسها!
  • لباس مجلسی بنفش را با چه کفشی ست کنیم؟
  • ۱۲ اشتباهی که تیپ شما را خراب می کند !
  • مدل مو – سری چهارم
  • رتبه لباس لیلا حاتمی در جشنواره کن
  • عینک آفتابی متناسب با چهره تان را انتخاب کنید
  • یک خانم باردار خوش پوش باشید!
  • آیا خودتان را برای”شیک پوشی”قربانی میکنید؟
  • نحوه اتنخاب لباس مجلسی
  • مدل آرایش تابستان
  • راهنمای تست و استفاده از عطر
  • مدل لوستر – سری پنجم
  • گلدان های جالب و زیبا
  • خانم هایی که ران و باسن بزرگ دارند

  • نظرات

    *

    code